loader-img
loader-img-2

ذوالفقار: جستاری در خاطرات و مواضع حاج قاسم سلیمانی

امتیازدهی
2 (5)
  • ناشر : یا زهرا
  • نویسنده : علی اکبری مزدآبادی
  • سال نشر : 1398
  • تعداد صفحات : 248
  • زبان کتاب : فارسی
  • شابک : 9786007594650
  • چاپ جاری : 4
  • نوع جلد : جلد نرم
  • قطع : رقعی
  • وزن : 286 گرم
  • شناسه محصول : 1831
معرفی کتاب

معرفی کتاب ذوالفقار: جستاری در خاطرات و مواضع حاج قاسم سلیمانی 

کتاب ذوالفقار به قلم علی اکبری مزد آبادی برای اولین بار خاطراتی از دوران دفاع مقدس تا مجاهدت‌هایی که توسط حاج قاسم در جبهه مقاومت سوریه و عراق شکل گرفته را روایت می‌کند.
همچنین در این کتاب تصاویری بدیع و دیده نشده از حاج قاسم، مشاهده می‌شود.

علی اکبری مزدآبادی در توضیحی کوتاه راجع به کتاب خود چنین گفته است :

“کتاب «ذوالفقار» به خاطرات شهیدان هم رزم سپهبد شهید قاسم سلیمانی از زبان این سردار امنیت پرداخته است. این خاطرات از زبان سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی بیان شده و متعلق به سال‌های 1360 تا 1393 است، خاطراتی جذاب و خواندنی که به بیان ابعاد جنگ تحمیلی، روابط و رویداد‌هایی که در خلال هشت سال دفاع مقدس برای رزمندگان اسلام رخ داده پرداخته است.”
در ادامه برای مطالعه مطالب بیشتر با سایت ابر بوک همراه باشید.

کتاب ذوالفقار  مناسب چه‌ کسانی است؟

کتاب ذوالفقار، برای علاقمندان به وقایع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و همچنین برای ارادتمندان به حاج قاسم، کتابی مناسب خواهد بود.
برای خرید کتاب ذوالفقار: جستاری در خاطرات و مواضع حاج قاسم سلیمانی می‌توانید از طریق سایت ابربوک اقدام نمایید.

بخشی از کتاب " ذوالفقار: جستاری در خاطرات و مواضع حاج قاسم سلیمانی "
ما یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که سال‌ها به دنبال او بودیم و هم در مسئله قاچاق مواد مخدر خیلی فعالیت می‌کرد و هم تعداد زیادی از بچه‌های ما را شهید کرده بود را با روش‌های پیچیده اطلاعاتی برای مذاکره دوت کردیم به منطقه خاصی و پس از ورود آن‌ها به آن جا او را دستگیر کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که حکمش مثلا پنجاه بار اعدام بود. در جلسه‌ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، من این مسئله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ماوقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس‌العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم. رهبری بلافاصله فرمودند: همین الان زنگ بزن آزادش کنند! من بدون چون و چرا زنگ زدم، اما بلافاصله با تعجب بسیار پرسیدم که :«آقا چرا؟ من اصلا متوجه نمی‌شوم که چرا باید این کار را می‌کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟» رهبری گفتند:«مگر نمی‌گویی دعوتش کردیم؟» بعد از این جمله من خشکم زد. البته ایشان فرمودند:«حتما دستگیرش کنید.» و ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم. مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی.

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
کد امنیتی