مرگ ایوان ایلیچ: ترجمه سروش حبیبی

یک شروع غافلگیر کننده!

«مرگ ایوان ایلیچ» روایتی است از زندگی قاضی صاحب منصبی که غرق روزمرگی های خود است و به ناگاه دچار بیماری لاعلاجی می شود. این داستان شروع غافل گیر کننده ای دارد به طوری که در صفحه اول می خوانیم:
« آقایان ایوان ایلیچ هم مرد.»
به همین راحتی! اما این تازه شروع قصه است. قدرت تولستوی در به تصویر کشیدن رنجوری یک انسان در حال مرگ حیرت انگیز است؛ آن‌قدر که فکر می‌کنی خود نویسنده سال‌ها اسیر این درد جان فرسا بوده و چندین بار حالت احتضار پیش از مرگ را تجربه کرده.
تولستوی به خوبی توانسته مراحل مواجه یک انسان با مرگ را به ما نشان دهد. به طوری که ایوان ایلیچ ابتدا سعی در انکار بیماری خود دارد، بعد از این همه درماندگی به خشم می آید، آن هم که تسکینش نداد دچار افسردگی می شود و بعد از این مرحله است که مرگ را می پذیرد.
در کنار این ها نحوه رویارویی اطرافیان ایوان ایلیچ با مرگ او بسیار پندآموز است از همسرش که به فکر آتیه خود و خرج و مخارج زندگی است تا دوستانش که هر کدام به دنبال منصب خالی شده او هستند.

کدام ترجمه را بخوانیم؟

ترجمه های مختلفی از این اثر در بازار کتاب موجود است و توصیه ما به شما برای خواندن، پس از بررسی ترجمه‌ها، به ترتیب ذیل است؛
1. سروش حبیبی 2. حمیدرضا آتش برآب 3. احمد گلشیری 4. صالح حسینی

  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    9789643625849
  • سال نشر
    1399
  • چاپ جاری
    15
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    104
  • ناشر
    چشمه
  • نویسنده
    لئو تولستوی
  • مترجم
    رضی هیرمندی
  • وزن
    114 گرم
  • شناسه محصول
    19485

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)