loader-img
loader-img-2

فضیلت کناره گرفتن: هنر خویشتن داری در عصر افراط

امتیازدهی
2 (5)
  • ناشر : ترجمان
  • نویسنده : سوند برینکمن
  • مترجم : محمد ملاعباسی
  • سال نشر : 1399
  • تعداد صفحات : 112
  • زبان کتاب : فارسی
  • شابک : 9786008091745
  • چاپ جاری : 1
  • نوع جلد : جلد نرم
  • قطع : رقعی
  • وزن : 132 گرم
  • شناسه محصول : 22060
معرفی کتاب

معرفی کتاب فضیلت کناره گرفتن: هنر خویشتن داری در  عصر افراط

کتاب فضیلت کناره گرفتن نوشته سوند برینکمن Svend Brinkman فیلسوف و روانشناس معروف دانمارکی می‌باشد. شما با مطالعه این کتاب در حقیقت می‌آموزید که چطور لذت حقیقی زندگی را پیدا کنید و با ترس جا ماندن از مسائل مختلف در زندگی روبه‌رو شوید.

خلاصه کتاب فضیلت کناره گرفتن

سوند برینکمن می‌گوید: کل این کتاب درباره‌ی هنر خویشتن داری و ارزش کناره گرفتن است. در آن ادعا می‌کنم که در سطح جمعی، برای همه‌‌ی ملت‌ها و علی‌‌الخصوص برای ثروتمندترین کشورها، ضروری است که در این هنر مهارت پیدا کنند، البته اگر می‌خواهیم که در بحران‌های امروز و آتی عملکرد بهتری از خودمان نشان دهیم. همچنین اعتقاد دارم که در سطح فردی، به خودی‌ خود، برای تک تک ما ارزشمند است که هنرِ قناعت کردن را بیاموزیم، به جای آنکه هر لحظه و هر جا بیشترین‌ها را بخواهیم.

شما می‌توانید کتاب فضیلت کناره گرفتن را از سایت ابربوک تهیه کنید و به مطالعه آن بپردازید.

بخشی از کتاب " فضیلت کناره گرفتن: هنر خویشتن داری در عصر افراط "
فیلسوفی به نام جروم سیگال در تحلیل جنبش «زندگی ساده» به این نتیجه رسید که این حرکت بیش ‌از اندازه فردگرایانه بود و سریعاً به خودیاریِ صرف تنزل یافت. سیگال نمی‌گوید که این انحطاط ناشی از جوهره تفکرات آن‌ها بود، نه، بحثش این است که زندگی ساده یک جنبش «چطور» است، یعنی مثلاً برای مرفهان ابزارهایی به منظور رسیدن به خوشبختی معرفی می‌کند، اما حاوی هیچ جهت گیری اجتماعی یا تأمل ژرفی درباره ارزش‌های بنیادین نیست. زندگی ساده به چیزی تبدیل شد که از ابتدا بود: نوعی فلسفه زندگی بدون هیچ محتوای فلسفی‌ای. سیگال (که جالب است بدانید قبلاً برای کمیسیون بودجه کنگره آمریکا کار می‌کرده) در کتاب خودش، سادگی لطیف، می‌کوشد تا بنیانی اقتصادی و سیاسی برای زندگی‌ای ساده‌ تر و پایدارتر طراحی کند. از نظر او، چنین برنامه‌‌ای شامل نوعی تقابل با اندیشه اقتصادی معاصر و بازگشت به ارسطو خواهد بود. این ارسطو بود که چند هزار سال پیش بنیادی ترین سؤال را پرسید: هدف از اقتصاد چیست؟ سیگال و ارسطو، هر دو، پاسخشان این است که هدف اقتصاد تأمین هرچه بیشتر ما نیست، بلکه آزاد کردن ما از احتیاجات مادی است تا بتوانیم یک زندگی نیک را در پیش بگیریم. به همین دلیل، بحث از اقتصاد، بدون در نظر داشتنِ اینکه زندگی نیک چگونه زندگی‌ای است، بحثی بیهوده است. بسیاری از اقتصاددانان موافقت خواهند کرد که زندگی نیک یعنی رسیدن به آرزوها و ترجیحاتِ فردیمان، حالا این آرزوها هرچه که می‌خواهد باشد. سیگال، مانند ارسطو، معتقد است که نه تنها در پرتوِ ارزش‌های اخلاقی، بلکه به شیوه‌‌ای عقلانی نیز می‌توان درباره مشروعیت ترجیحات ما چون‌ و چرا کرد. بیشتر ما ترجیحاتی داریم که مشخصاً چیزهای مطلوبی نیستند، چون یا غیر اخلاقی‌اند یا خیلی پایدار نیستند. خیلی‌ها هستند که می‌خواهند.

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
کد امنیتی