loader-img
loader-img-2

مرگ فروشنده

امتیازدهی
3 (5)
  • ناشر : قطره
  • نویسنده : آرتور میلر
  • مترجم : عطاالله نوریان
  • سال نشر : 1398
  • تعداد صفحات : 184
  • زبان کتاب : فارسی
  • شابک : 9789643412470
  • چاپ جاری : 25
  • نوع جلد : جلد نرم
  • قطع : رقعی
  • وزن : 200 گرم
  • شناسه محصول : 26144
معرفی کتاب

معرفی کتاب مرگ فروشنده

کتاب مرگ فروشنده مهم‌ترین و مشهور‌ترین اثر آرتور میلر نمایشنامه‌نویس آمریکایی است که به گفته منتقدان یکی از بهترین نمایشنامه‌ها و افتخارات ادبی قرن بیستم به شمار می‌رود. 
با معرفی کتاب مرگ فروشنده همراه مرجع فروش کتاب ابر بوک باشید.
این نمایشنامه روایت سال‌های آخر زندگی مرد میانسالی به نام ویلی است که در دوران بازنشستگی به سر می‌برد و وضعیت شغلی و خانودگی‌اش را نا‌به‌سامان و شکست خورده می‌بیند.
مرگ فروشنده انتقادی بر نظام طرفدار سرمایه‌داری و نشان دهنده عواقب این نوع حکومت برای قشر متوسط و ضعیف در آمریکا است و مفاهیمی چون رویای آمریکایی، خیانت و حقیقت را به تصویر می‌کشد. 

افتخارات کتاب مرگ فروشنده

کتاب مرگ فروشنده برنده جایزه پولیتزر در سال 1949، برنده جایزه نمایشنامه انجمن منتقدین نیویورک در سال 1949، و همچنین برنده جایزه تونی بهترین نمایشنامه در سال 1949 می‌باشد.

 کتاب مرگ فروشنده را می‌توانید از سایت ابربوک خریداری کنید.

درباره محتوای کتاب مرگ فروشنده

مرگ فروشنده نمایشنامه‌ای در دو پرده با سیزده شخصیت است. ویلی لومن محوری‌ترین شخصیت نمایش، مردی میان سال است که پس از یک سفر کاری ناموفق به خانه برمی‌گردد. ویلی در دوران بازنشستگی به سر می‌برد و از وضعیت معیشتی خود و خانواده‌اش راضی نیست. او دچار زوال عقل هم شده و زمان حال و گذشته را با هم در می‌آمیزد. زمانی که ویلی دور از خانواده در شهر دیگری بوده، به همسرش خیانت کرده است و سعی دارد این موضوع را با او درمیان بگذارد. ویلی با مقایسه زندگی خود و فرزندانش با اطرافیان به این نتیجه می‌رسد که آن‌ها افرادی شکست خورده‌ هستند. خانواده ویلی راه‌هایی را برای پولدار شدن امتحان می‌کنند اما باز هم با شکست رو به رو می‌شوند. ویلی برای اینکه وضعیت مالی خانواده‌اش را سر و سامان بدهد و بتواند کمی گذشته را جبران کند تصمیم سخت و غیر معمولی می‌گیرد.

بخشی از کتاب " مرگ فروشنده "
ویلی: بیف! تو تو بستن چی‌کار می‌کنی؟ بیف: چرا جواب نمی‌دادی؟ پنج دقیقه‌ای هست در می‌زنم، تلفن هم زدم بهت ویلی: الان شنیدم. تو حموم بودم، در هم بسته بود. خونه اتفاقی افتاده؟ بیف: پدر آبروت رو بردم. ویلی: منظورت چیه؟ بیف: پدر... ویلی: بیفی، این حرف‌ها یعنی چی؟ (دست بر شانه بیف می‌گذارد. ) بیا بریم پایین یه لیوان شیر بگیرم بخوری. بیف: پدر، من از ریاضی افتادم. ویلی: ترم رو که نیفتادی؟ بیف: کل ترم رو افتادم. اون‌قدر نمره نیاوردم که مدرک بگیرم. ویلی: منظورت اینه که برنارد حاضر نشد جواب‌ها رو بهت برسونه؟ بیف: چرا، رسوند، سعیش رو کرد، ولی شصت و یک بیشتر نگرفتم. ویلی: چهار نمره‌ش رو حاضر نشدن بهت بدن؟ بیف: بِرنبام کلا رد کرد. بهش التماس کردم، پاپا، اما نمره بهم نداد. تو باید پیش از اینکه مدرسه تعطیل بشه، باهاش حرف بزنی. چون وقتی خودش ببینه چه‌جور مردی هستی، تو هم با اون شیوه خودت باهاش حرف بزنی، مطمئنم در‌مورد من کوتاه می‌آد. کلاس‌ها درست خورد به تمرین‌های من، اینه که نتونستم به قدر کافی برم کلاس. باهاش حرف می‌زنی شما؟ حتما ازت خوشش می‌آد، پاپا. شما می‌دونی چه‌جوری حرف بزنی. ویلی: حق با توئه. همین الان سوار می‌شیم راه می‌افتیم. بیف: اوه، پدر، چه‌کار خوبی! مطمئنم به‌خاطر تو درستش می‌کنه!

دیدگاه شما

نظرات کاربران ( 0 نظر)
نام و نام خانوادگی
کد امنیتی